کنج خلوت در سکوت اشکهای جاریات
شعر من با خوش زبانی میدهد دلداریات
میچکد الماسهای نادر از چشمان تو
چشم بد دور از جواهر خانه افشاریات
آسمانم هر کجا مهمانی شاهانه ایست
میدرخشی با لباس آبی درباری ات
ساعت خورشید تنظیم است با چشمان تو
صبح گل کرده است راس ساعت بیداریات
صرف کردم با تو بودن را عجب آیندهای
خانه خوشحال است با لبخند استمراریات
خط به خط خواندم هزار و یک شب موی تو را
تازگی دارد هنوز این قصه تکراریات
#شهاب_مهری











